ساتوشی ناکوموتو‌، خالق بیت کوین‌، شناسایی شد؟ یا بهترین راه پنهان کردن‌، تو چشم بودن است!

خبر کوتاه و جالب است‌، نامی که به خالق یکی از جالب‌ترین و موفق‌ترین پول‌های اینترنتی یعنی Bitcoin نسبت داده می‌شد و مدت‌ها حدس‌ها و افسانه‌های متفاوتی برایش تراشیده شده بود‌، از قرار اکنون حدس زده می‌شود که صاحب یک چهره شده!

Satoshi Nakomoto

ساتوشی ناکوموتو که به عنوان نابغه‌ای در سایه‌، یا تیمی از نوابغ ریاضی و برنامه‌نویسی شناخته می‌شد‌، به نقل از NewsWeek حدس زده می‌شود که در واقع‌، یک خورهٔ ریاضی ۶۴ ساله ژاپنی-آمریکایی خجالتی است به اسم ساتوشی ناکوموتو که در Temple city کالیفرنیا با مادرش زندگی می‌کند و برای مخفی ماندن از همین نام اصلی‌اش برای شناسایی در اینترنت استفاده می‌کرد! ملت هم بعد از ناپدید شدن این کاربر‌، و قدرت گرفتن ایده‌اش فکر کرده‌اند که چون خودش در پستی در آن انجمن که بیت کوین را درش معرفی کرده بود‌، گفته است: "من به حریم شخصی‌ام علاقه‌مندم‌" پس نام ساتوشی ناکوموتو یک نام مستعار است و باید دنبال آدمی با اسم متفاوت بگردیم‌!

بیشتر بخوانید…

این ایمکس دوست داشتنی (بوکمارک لینک‌ها از فایرفاکس به org-mode)

نمی‌دانم برای شما هم مثل من پیش آمده که دلتان بخواهد کل لینک‌های جالبی که فکر می‌کنید ممکن است در آینده به دردتان بخورد را همراه با نکاتی که در وب پیدا می‌کنید در یک فایل متنی ساده و به دور از هر پیچیدگی خاصی روی سیستم خود داشته باشید و هر وقت دلتان خواست با ابزار‌های جستجوی عجیب و غریبتان پی موارد مورد نظر‌، شخمش بزنید یا نه؟

حقیقتش از همان اوایلش که وبگردی یاد گرفتم‌، تمام فهم و درکم از بوکمارک به همین یک پاراگراف بالا خلاصه می‌شد. این بود که ابزار‌هایی مثل Delicious یا Diigo برایم زیادی پیچیده و دور از دسترس (اینترنت ایرانی است دیگر‌، سر بزنگاه خوابش می‌برد D:) به نظر می‌رسیدند.

این بود که با کمی جستجو و انگول کردن ایمکس و چند تا ابزار دیگر مورد استفاده‌ام‌،‌ فعلا به نتیجهٔ قابل قبولی رسیده‌ام که در این پست قصد بازگو کردنش را دارم.

بیشتر بخوانید…

سوار کردن (Mount) خودکار دستگاه‌های خارجی در لینوکس

اوایل که با لینوکس آشنا شده بودم‌، این بازی Mount کردن دستگاه‌های خارجی مثل فلش درایو یا DVD به نظرم مسخره می‌آمد. اما بعد‌ها به دلم نشست… خصوصا این که در DEها عملا نیاز نبود که من کار خاصی برای سوار کردن‌شان انجام دهم. بعد‌تر‌ها هم که به i3 کوچ کردم و دیگر خبری از آن خدمات شکیل DEها نبود‌، عموما به صورت دستی کار Mount را انجام می‌دادم و یا اگر تنبلی‌ام می‌آمد از Dolphin استفاده می‌کردم D:

اما دیروز به حوس کردم یک فکری به حال این موضوع بکنم. کامپیوتری که من از آن استفاده می‌کنم عموما شخصی است (می‌گویم عموما چون ممکن است خواهرم هم گاها از آن استفاده کند). پس دلیل خاصی نمی‌بینم که زیاد روی Mount خودکار دستگاه‌ها حساس باشم. (اشتباه می‌کنم؟ مشتاق گرفتن نظرات جدیدم ;-))

این بود که با جستجوی در اینترنت و سبک سنگین کردن انتخاب‌ها‌، Udiskie به نظرم انتخاب جالبی آمد و نتیجهٔ رضایت‌بخشی داشت. روی آرچ [1] کافیست به صورت زیر نصبش کنیم:

بیشتر بخوانید…

خان‌آکادمی‌، سرگرمی این روز‌های من

گفته بودم در دبیرستان ریاضی خوانده‌ام؟ گفته بودم که اگر به زور کلاس خصوصی نبود نمی‌توانستم ریاضی پاس کنم؟ گفته بودم در دانشگاه هیچ درسی را به جز ریاضی نیافتادم؟ مثلا در مورد این آخری‌، دیفرانسیل را ششمین بار که برداشتم توانستم پاس کنم. خوب اگر این‌ها را گفته بودم به این معنا نیست که از ریاضی خوشم نمی‌آید‌، این است که برایم جذابیت نداشتند. خیلی از مواقع برایم جای سوال بود که اصلا به درد کجا‌ها می‌خورند. خوب آدمی است دیگر‌، کم کم در زندگی‌اش چیز تازه یاد می‌گیرد و من که الان به قولی درسم تمام شده‌، تازه فیلم یاد هندوستان کرده که ای کاش در ریاضی بهتر بودم. خوب چاره کجاست؟

بیشتر بخوانید…

کلاس ورزش‌، برای گیک‌ها‌، چاق‌ها‌، لاغر‌ها‌، شل‌ها‌، کج‌ها و …

بنده خودم ۱۶-۱۷ ساله بودم که برای اولین بار به یک باشگاه ورزشی رفتم و بعد از آن تا امروز‌، هر چند با شل کن‌، سفت کن‌های زیاد‌، نشده که هفته‌ای را بدون تمرین تمام کنم! قبل از آن کلا ورزش تعطیل بود. نه اهل فوتبال و گل کوچیک بودم (الان هم نیستم‌، از توپ فراری‌ام کلا) و نه اصلا رنگ باشگاه دیده بودم. تنها فعالیت کمی که داشتم مربوط به دوچرخه سواری کودکی‌ام بود!

نه این که فکر کنید تپل مپل بودم‌ها‌، نه‌! از دور که نگاهم می‌کردی فقط یک خط صاف می‌دیدی (البته از نزدیک هم وضع به همین منوال بود D:). اما بعد از باشگاه رفتنم که به لطف یکی از دوستان عزیزم صورت گرفت‌، وضع فرق کرد. دیگر به رژیمم توجه می‌کردم و وزنه‌هایم را کنترل می‌کردم. هر چند هرگز یک بدن‌ساز حرفه‌ای نشدم‌، ولی هیکل معقولی برایم به یادگار ماند. مدت کوتاهی هم کیوکوشین کار کردم که با وجود بسیار فان بودن و موفق بودن در این رشته‌، به دلیل نداشتن دوست و رفیق پایه‌، دیگر به صورت حرفه‌ای دنبالش نکردم.

https://dl.dropboxusercontent.com/u/25017694/Blog-photos/life-begins-at-the-end-of-your-comfort-zone.jpg

بیشتر بخوانید…