آداپتیک سیستم تبلیغ وبلاگی با روشی قدیمی !

اما من چند پیشنهاد برای این سایت دارم که می دونم احتمال این که حتی بنیان گذارانش یک بار به این وبلاگ هم سر بزنند زیر صفر است اما من این ها رو میگم تا شاید ایده ای بشه برای کسایی که قصد طراحی چنین سیستم هایی را دارند :

اگر قرار است که در آداپتیک فقط تبلیغ وبلاگ ها باشد پس بهترین روش این است که از خروجی وبلاگ ها استفاده بشه تا با اضافه شدن مطلب جدید به طور خود کار تبلیغات وبلاگ در لیست تبلیغ ها قرار بگیره . بهترین گزینه ها هم برای خروجی های مطالب هم همونطور که می دونید RSS است که دیگه با ورود به عرصه ی وب ۲ دیگر اگه سایتی از امکانات اون استفاده نکنه عقب مونده به حساب میاد. از طرفی بارها و بارها پیش اومده که تبلیغات هایی که در این نوع سایتها نمایش داده میشن دروغی بیش نیستند برای مثال در تبلیغی نوشته شده عکس های فلان هنرپیشه چون مردم عاشقشن زود کلیک می کنن روش اما تا صفحه باز میشه برای مثال مطلبی در مورد دانلود برنامه نوشته شده که اون هم اتفاقا کپی از جای دیگه است . بهترین روش برای جلوگیری از این روش ها به نظر من طراحی سیستم امتیاز گیری است که با این روش اگر به همچین نمونه هایی برخورد شد با استفاده از امتیاز منفی از نمایش آن جلوگیری بشه و یا بالعکس با امتیاز مثبت سیستم را تشویق به نمایش بیشتر تبلیغی بکنند.

متاسفانه این سیستم ها در وب فارسی رشد زیادی داشته اند که علاوه بر این که سودی جز سنگین کردن صفحات وب برای اینترنت ذغالی ها ندارند فقط یه یک چیز فکر کرده اند … که امیدوارم آداپتیک اینجوری نباشه

شما هم یک تابلو برای عکسهایتان بسازید

تا این جای کار این سایت نمونه های زیادی داره اما نکته ای که این سایت را از مابقی سایت ها متمایز می کنه قابلیت اتصال به گالری هایی مانند پیکاسا و فلیکر هست شما با استفاده از تابلو می توانید گالری های که در این دو سایت دارند را به صورت های مختلف علاوه بر تابلو در سایت خودتون به نمایش بزارین . این سایت طراحی بسیار سبکی بر پایه ی آژاکس داره و از این لحاظ برای کاربران اینترنت ذغالی مشکلی ایجاد نمی کنه .

از دیگر امکانات سایت بخش اشتراک گذاری آن است که می توانید به راحتی با تابلو های دیگر در ارتباط باشید نمونه ای از بهترین تابلو ها را می توانید در زیر ببینید .

تابلو (۱)

تابلو (۲)

تابلو (۳)

مرد عنکبوتی ۳ و جلوه های ویژه

این فیلم در مجموع ۲۵۰ میلیون دلار برای تهیه کننده اش خرج برداشت ولی توانست در ۳ روز اول نمایش خود ۱۳۵ میلیون دلار آن را جبران کند . پس از این لحاظ مرد هنکبوتی یکی از پر در آمدترین محصولات هالیوود است اما بریم سر موضوع جلوه های ویژه.

یکی از نقاط قوت جلوه های ویژه ی مرد عنکبوتی ۳ جانور شروری به نام مرد شنی هست که به گفته ی کارگردان فیلم سام ریمی ساختن آن بزرگترین چالش پروژه ی این فیلم بود و از آنجایی که تا کنون همچین چیزی در فیلمهای هالیوودی با چنین کیفیتی ساخته نشده بود پس فناوری و ابزارهای لازم برای ساخت آن هم طراحی نشده بودند در اینجا بود که کار اصلی اسکات استوکدیک باید به عنوان مسئول جلوه های ویژه ی فیلم چاره ای برای آن می اندیشید. تا زمان ساخت این فیلم تنها نرم افزارهایی بودند که توانایی ساخت و کنترل چند هزار دانه ی شن را در ثانیه داشتند اما این برای جلب رضایت کارگردان فیلم کافی نبود و نمی توانست اورا راضی کند . آنها برنامه ای می خواستند که بتوانند به کمک آن میلیاردها ذره را کنترل کنند برای همین هم گروهی از برنامه نویسان به سرپرستی داگلاس بلوم - کریس آلن و جاناتان کوهن وارد عمل شدند و برنامه ای را نوشتند تا کار انیماتورها را راحت تر کرده و اسکات استوکدیک را راضی کند . به گفته ی اسکات استوکدیک اگر یک برنامه نویس می خواست به تنهایی این کار را انجام دهد حداقل به ده سال وقت نیاز داشت ولی این گروه برنامه نویسی توانستند در مدت کمی این نرم افزار را طراحی و توسعه دهند. اما داستان به همین جا ختم نشد این گروه برای طراحی سند من و برای هرچه بیشتر طبیعی نشان دادن آن باید می توانستند که از رفتار طبیعی شن و ماسه سر در آورند به همین خاطر سام ریمی به همراه بیل پاپ فیلم بردار مجموعه شروع به فیلم برداری از انواع رفتارهای شن و ماسه کردند تا این که سر انجام توانستند معادلات مربوط به این رفتارها را در اختیار انیماتور ها قرار دهند . اما مشکل بزرگتری نیز در سر راه آنها بود . آنها باید می توانستند یک موجود شنی رایانه ای را با شخصیت اصلی مرد شنی که یک آدم بود و حالات مختلف مرد شنی که گاهی اوقات به غولی عظیم الجثه تبدیل میشد را با هم ترکیب کنند هم زمان با طراحی معادلات به دست آمده از حرکات شن بود که اسپنسر کوک مسئول انیمیشن فیلم دست به کار شده بود و شخصیت آن را طراحی می کرد . اما نکته ی جالب تر این بود که در هیچ یک از کتاب های اسپایدر من شخصیت مرد شنی وجود نداشت ولی کارگردان فیلم برای این که فیلم را از حالت همیشگی فیلم های هالیوودی خرج کند به دنبال شخصیت جدیدی برای داستان بودند که سرانجام به شخصیت مرد شنی دست پیدا کردند . بازیگری این شخصیت جالب هم به عهده ی توماس هیدن چرچ بود که به نظر من نقش خودش را خوب بازی کرد.

اما بخش دیگری از فعالیت گروه جلوه های ویژه به شخصیت ونوم اختصاص داشت . این شخصیت در طول فیلم همیشه در حال تغییر است از اولین باری که انگل سیاه رنگ به پوست تافر گریس (بازیگر نقش ونوم و دشمن مرد عنکبوتی) می چشبد و تا پایان فیلم که خود به تنهایی به هیولایی دیگر تبدیل می شود مه در این قسمت شخصیتی کاملا رایانه ای که به اصطلاح به آن Computer Generated هم می گویند خلق می شود.

اما ممکن است که خیلی ها فکر کنند که طراحی مرد عنکبوتی سیاه برای این گروه آسان ترین بخش کار بوده چون حتما طی دو مرحله ی قبلی با رفتارها و نرم افزار های به وجود آورنده ی آن به خوبی آشنا شده اند . اما نه جون کارگردان می خواست کل استایل های فیزیکی اسپایدر من سیاه با اسپایدر من معمولی فرق کنند از طرفی با سیاه شدن لباس مرد عنکبوتی قدرت او زیادتر هم می شود ولی حتما حالا هم می گویید که این فیلم که دیگر تماما کامپیوتری شده پس دیگر گروه جلوه های ویژه کار خاصی انجام نداده . یکی از بهترین قسمت های فیلم زمانی است که پیتر پارکر با دوست خود هری آزبورن می جنگد است که در اینجا دیگر خبری از لباس مرد عنکبوتی نیست و او با یک کت و شلوار در حال اجرای حرکات مرد عنکبوتی است . از این تفاوت ها در این فیلم زیاد است و باعث شده که فیلم از نسخه های قبلی خود بهتر به نظر می رسد .

با وجود جلوه های ویژه ی به کار رفته در این فیلم احتمالا امسال گروه جلوه های ویژه ی آن یکی از برندگان اسکار ۲۰۰۷ خواهد بود البته فیلم های مطرح دیگر با جلوه های ویژه ی قویتری وارد نشده باشتد .

تویتر: ویویو ,جاکس بلاگ

اما من این مطلب را برای این نوشتم که در باره ی مزیت های تویتر به شما بگویم . دلیل این کارم مقایسه ی دو سیستم فارسی مشابه فارسی تویتر بود . که البته باید بگم که در این مطلب نمی خوام این دوسیستم را با هم مقایسه کنم . بلکه می خوام این دوتا را با سیستمی که در حقیقت برای رقابت با اون طراحی شده اند مقایسه کنم .

وی ویو : این سیستم طراحی زیبایی دارد و امکاناتش هم تقریبا کامل است اما مشکل اینجاست که به نظر من این سیستم خیلی با عجله ارائه شد به طوری که علاوه بر نداشتن چند ابزار ساده ی تویتری نظیر خروجی RSS و بخش نظرات برای مطالب ابزارهایی مانند ارسال مطلب از طریق موبایل داشت که کار نمی کرد . طراحی گرافیکی این سیستم زیبا است ولی در اولین روزهای ارائه با فایرفاکس مشکل داشت . اما نقطه ی قوت این سیستم این بود که اولین سیستم ارائه شده در این زمینه به زبان فارسی بود و تبلیغات خوبی هم داشت . وی ویو در کل همانند ۸۰ درضد سایتهای ایرانی دیگر با سیستمی کامل ولی پر از مشکل وارد شد اما در ادامه به تکمیل ضعف های خودش پرداخت .

جاکس بلاگ : این سیستم در کل سیاست بیشتری را برای ارائه شدن به خرج داد که از جمله ی اونها می شد به ثبت نام دعوتنامه ای برای کاربران (که البته الان آزاد شده)اشاره کرد که باعث شد که سیستم توسط افراد حرفه ای در این زمینه مورد بررسی قرار بگیره و از طرفی تغییرات در سیستم خود را به صورت ورژن های مختلف نشان داد که در بدو ورود خود در نسخه ی بتا قرار داشت به بررسی نقاط ضعف خود پرداخت و در ادامه سعی کرد که ابزارهایی برای نوشتن در جاکس بلاگ در فایر فاکس و غیره ارائه کند تا بتواند ابزارهایی کند کامل مانند تویتر داشته باشد. اما جاکس بلاگ API سیستم خود را هم در اختیار کاربران قرار داد تا توسط برنامه نویسان نیز ابزارهایی برای آن طراحی شود . جاکس بلاگ کمبود هایی هم دارد که از جمله مهمترین آنها در حال حاضر ارسال مطلب از طریق موبایل است و همچنین تبلیغات تقریبا ضعیف.

اما با وجود این نقاط ضعف و قوت در دو سیستم فوق تفاوت اصلی آنها با تویتر در صفحه ی مربوط به هر کاربر است چون اگر کاربر تویتر بوده باشید می دانید که می توانستید بک گراند اصلی صفحه ی خود رنگ نوشته و حتی بک گراند نوشته ی خودتان را تغییر دهید یعنی به طور کلی به جز نوشته ی آبی رنگ تویتر هر کاربر می توانست صفحه ی مربوط به  خود را متفاوت طراحی کند که باعث میشد که کاربر به صفحه ی خود بیشتر احساس مسئولیت داشته باشد اما از طرفی دیگر این دو سایت فارسی زبان هم اختلافات جالب با تویتر دارند که وجود سیستم پخش زنده در هر دوی آنها و همچنین بخش کاربران تنها در وی ویو که باعث می شود که هر کاربری راحت تر با دیگران آشنا شود که به نظر من دومی بسیار مفید است .

حالا نکته مهم اینجاست که من نمی خواستم با نوشتن این مطلب با اشاره به مشکلات یک سیستم سیستم دیگر را تبلیغ کنم و یا این کار آتش جنگی را در بین این دو سایت ایرانی به راه بیاندازم نه . من فقط خواستم که اشارات کلی به این مشکلات و مزیت ها داشته باشم اما از همه مهمتر برای مدیران این دو سایت این است که به رقابتی سالم در کنار هم بپردازند و مطمئن باشند که رمز پیروزی آنها در همین موضوع ساده است حتی کار این دو زیبا تر می شود که ابزارهایی برای یکدیگر طراحی کنند و یا در طراحی کلی سایت به هم کمک کنند . چه اشکال دارد که دو سایت با یک زبان و یک ایده امکانات فراوان و متفاوت از هم به کاربران ارائه دهند . مطمئن باشید که این نه تنها باعث پیشرفت سایت بلکه محبوبیت هرچه بیشتر این سایتها در کنار کاربران سایت مقابل میشه .

در پایان امیدوارم که این دو سایت پارسی زبان آینده ی روشنی را پیش رو داشته باشند و پله های موفقیت را با کمک هم پشت سر بگذارن.

تولد eBay به دستان یک ایرانی…

شبی در حال صرف شام با همسرش بود که همسرش برای نبود شریکی در جمع آوری Pez ابراز ناراحتی کرد (Pez نم یک نوع خوراکی که در پوشش پلاستیکی با سرپوش عروسکی قرار دارد که برای خارج شدن خوراکی باید سر عروسک را فشار دهند.). پیر برای رضایت همسرش برنامه ای ساده نوشت و آن را در وب سایت کوچکش قرار داد تا کلکسیونر های Pez با هم در ارتباط باشند . (حالا باز بگین زن زلیلی خوب نیست) او نام این نرم افزار را Auction Web گذاشت که به معنی وب سایت مزایده بود .اما پس از مدتی که استقبال از این بخش بالا رفت پیر تصمیم گرفت که وب سایتی مجزا به این منظور طراحی کند و نام آن را با وفاداری به eShop گذاشت eBay که واقعا به جا و شایسته بود. ا. برای هر آگهی در این سایت مبلغی بین ۲۵ سنت الی ۲ دلار دریافت می کرد آن هم فقط زمانی که معامله انجام می شد. او شبانه روز بر روی eBay کار می کرد اما نتیجه ی چشم گیری به دست نمی آورد تا این که در سال ۱۹۹۸ مگ ویتمن به این سایت پیوست که یک مدیر بازرگانی بود و باعث تحولات چشمگیری در این سایت شد.در پایان سال ۱۹۹۸ کاربران eBay به ۲ میلیون نفر رسیده بود . و کم کم نیز شهرت eBay جهانی شد .